|
نویسنده : ask
|
ارسال نظر(0)
|
امروز داشتم مقاله ای را در مورد عکاسی می خواندم, که بسیار جالب بود.
در یک کار تحقیقی در کشور ایالات متحده امریکا یک سوژه ثابت یا به طور مشخص یک فرد را به شش نفر عکاس می سپارند و از انها می خواهند که از این فرد، عکاسی پرتره انجام بدهند، منتها تفاوت کار در اینجاست که به هر یک از عکاسهای محترم توضیح متفاوتی در مورد این شخص می دهند، مثلا به یکی می گویند که سوژه یک کارمند معمولی است، به نفر بعد می گویند که او یک معتاد بهبود یافته است، به نفر بعد می گویند که او یک شخص ثروتمند است و بقیه هم به همین ترتیب، سوابق مختلفی را از این فرد یا مدل مورد عکاسی دریافت می کنند.
نتایج کار هر عکاس و تفاوت در پرتره های به دست امده واقعا حیرت انگیز بوده، دانشمندان محترم این تحقیق دریافتند که پبش زمینه ای که هر عکاس از سوژه خودش به دست می اورد، به طور شگفت اوری بر سبک و نوع عکاسی او تاثیر گذار است.
این مسئله واقعا باعث شد به این موضوع فکر کنم، عکس پرتره ای که ما میگیریم، چقدر حاصل تجربه و هنر ما هست، چقدرش تصویر واقعی آن فرد محترم که جلوی دوربین نشسته.
قبل از اینکه شما به مباحث فنی دوربین، نکات نور پردازی و تکنیک های عکاسی ورود کنید، باید به این نکته توجه کنید که بعنوان یک هنرمند عکاس، چکار میخواهید انجام بدهید، این کاری که انجام میدهید، عکسی که میگیرید، شما در آن چقدر تاثیر گذار هستید.
تفاوت میان بسیاری از ما و هنرمندان اروپایی و امریکایی و کلا آن طرف آبی ها به قول خودمان، در این نکته نهفته است.
نکته بعدی که می خوام عرض کنم این هست که، در یک عکس پرتره، چه میزان شخصیت و استایل از سمت ما به درون عکس تزریق میشود ؟
خوش بینی یا بد بینی ذهنی ما، تاثیر بسیار زیادی در سبک کاری ما خواهد داشت، اگر به عنوان یک هنرمند عکاس، انسان خوشبینی باشید، ناخوداگاه در پی این خواهید بود که بهترین و زیباترین حالت از چهره یک فرد را ثبت کنید، این قضیه بسیار مهم است.
اما بر عکس، اگر شما انسانی منفی نگر باشید، عکسهای شما بیانگر نکات منفی از سوژه خواهند بود.
پس بنابراین، با ذهنی ارام، خلاق و خوش بین به سراغ سوژه بروید.
اکثر اساتید عکاسی و هنرمندان بزرگ، علاقه وافری به موسیقی و شعر دارند، شاید عجیب به نظر برسد اما این نکته ظریفی است، لطفا به افراد موفقی که در این حرفه میبینید، دقت کنید، این نکته را که عرض کردم در میابید.
عقیده و باور ذهنی شما، بر نتیجه کار شما بسیار تاثیر گذار است.
مثلا, بنده شخصا فکر میکنم در عکاسی از مدل، داشتن لباس کامل برای مدل باعث میشه که فرد بسیار جذاب تر به نظر برسد، من از ژانر عکسهای جلف که در آن تمرکز عکس بر برهنگی مدل باشد، به شدت بیزارم، به نظرم جلال و جبروت یک مدل زیبا، در حالت پوشیده بهتر نمایان میشود.
شاید با من هم عقیده باشید که نگاه، حالت و معصومیت چهره, حالت شگفت انگیز مو ها, میمیک چهره و صورت هست که زیبایی یک مدل رو به رخ میکشد, به نظر شما اینگونه نیست ؟ وگرنه هر مدل برهنه یا نیمه برهنه ای از نظر بعضی ها جذاب میتونه باشه.
سوال اینجاست که در یک پرتره, سهم عکاس در تاثیر گذاری بر عکس چقدر باید باشد و سهم مدل چقدر باید باشد ؟
اگر ما به مدل بگوییم که چه ژستی بگیرد, به کجا نگاه کند و یا حتی به چه چیزی فکر کند, آنگاه این ما هستیم که کاملا خودمان را در عکس دیکته کرده ایم, البته این شیوه ای است که در بعضی موارد حتما باید انجام بدهیم, تا بتوانیم هنر خود را به خوبی نمایان سازیم. اما در این وضعیت ما سهم مدل را کاملا نادیده گرفته ایم, این دیگر تصویر آن فرد نیست, بلکه تجسم بصری چیزی است که ما به آن فکر می کنیم.
به نظر بنده ی کم عکس پرتره خوب, ما حصل همکاری و تعامل مطلوب میان عکاس و مدل هست, یک عکاس خوب فردی است که توانایی اشکار سازی وجهه مثبتی از مدل را به گونه ای داشته باشد که فرد دیگری قادر به دیدن این وجهه مثبت در حالت عادی نیست.
به این عکسهای خانم مرلین مونرو , هنرپیشه فقید هالیوودی نگاه کنید, همه اینها عکسهای یک هنرپیشه برجسته است که در اوج دوران حرفه ای و در اوج زیبایی گرفته شده اند
اما هر یک از این عکسها توسط عکاسان متفاوتی گرفته شده اند ، تفاوت سبک و دیدگاه عکاس, در این پرتره ها به خوبی دیده میشوند.
پرتره مرلین مونرو اثر ژان کورمان
.jpg)
مرلین مونرو اثر سسیل بیتون

منبع مطالب : کانال تلگرام portraitphotography
